پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۳
حراست از ایران عزیز در هنر هفتمِ وطنی

در بسیاری از آثار شاخص و ماندگار سینمای ایران با موضوع دفاع از وطن، شاهد و ناظر طرح مباحث و مفاهیمی چون ایثار، وحدت و مقاومت هستیم و در همین راستا به درستی از قدسی بودن دفاع از کشور به عنوان نشانه‌ای از ایمان سخن به میان می‌آید.

به گزارش خبرگزاری حوزه، از نگاه یک ایرانی غیرتمند و در عین‌حال اهل فکر و اندیشه، وطن صرفاً یک جغرافیا با مرزهای معین نیست، بلکه به تعبیر اساتید فن و کارشناسان، یک سازه‌ی گفتمانی و حوزه‌ای معنایی به شمار می‌رود که در بستر تاریخ، زبان و هنر شکل گرفته و قوام پیدا می‌کند، کما این که هویت ملی نیز عمدتاً ناظر به همین مفهوم مورد توجه واقع می‌شود چه آن که اساساً مرز میان درون و بیرون یک ساختار و سیستم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، فقط زمانی معین می‌شود که تهدیدی خارجی یا رقیبی گفتمانی در برابر آن وجود داشته باشد.

روایت دفاع از وطن توأم با اخلاق‌گرایی

بر همین اساس نکته حائز اهمیت این است که سینمای ایران، به عنوان یکی از استراتژیک‌ترین ابزارهای تولید معنا در دنیای مدرن، به مفهوم وطن، هویت اجتماعی و سرزمین توجه ویژه‌ای داشته است. در واقع هنر هفتم وطنی، برخلاف سینمای کلاسیک غرب که اغلب وطن را بر مدار فردگرایی، موفقیت‌های شخصی یا ناسیونالیسم رمانتیک تعریف می‌کند، همواره گرایشی پیوسته به کلیتی اخلاقی و اجتماعی داشته است.

به همین خاطر است که در بسیاری از آثار شاخص و ماندگار سینمای ایران با موضوع دفاع از وطن، شاهد و ناظر طرح مباحث و مفاهیمی چون ایثار، وحدت و مقاومت هستیم و در همین راستا به درستی از قدسی بودن دفاع از کشور به عنوان نشانه‌ای از ایمان سخن به میان می‌آید.

توجه به این نکته از این حیث بسیار مهم است که در زمانه‌ای که نظاره‌گر جدال ذهنی و رسانه‌ای هستیم باید بدانیم که ما دقیقاً برای کدام تصویر از وطن می‌جنگیم، هزینه می‌دهیم و به عنوان والایی چون شهادت در راه وطن افتخار می‌کنیم.

نبرد با طاغوت و جبهه باطل

با پیروزی انقلاب اسلامی و سپس شروع جنگ تحمیلی هشت‌ساله، مؤلفه‌ای چون "وطن مقدس"جایگزین روایت‌های صرفاً اسطوره‌ای شد که بعضاً در معدود فیلم های دوران طاغوت وجود داشت.

متأثر از افکار الهی و اندیشه‌های ناب خمینی کبیر(ره) و البته تبیین‌های حکیمانه رهبر شهید انقلاب، سینما در طول افزون بر چهار دهه اخیر به ابزاری به منظور روایت فضیلت بزرگی چون جهاد در راه خدا تبدیل شد، ضمن آن که در این گفتمان، دفاع از خاک، با دفاع از ارزش‌های الهی مترادف شد و این گونه جدال با دشمن به عنوان تجسم باطل و طاغوت، ضریب معنوی به خود گرفت.

نیم‌نگاهی تحلیلی به تاریخ سینمای ایران به خصوص بعد از انقلاب گواه آن است که "وطن" و "دشمن"دو رکن جدایی‌ناپذیر از هویت ملی ما محسوب می شوند، کما این که از "دلیران تنگستان" تا فیلمی همچون"نیم شب" که به تازگی اکران شده، سینما همواره در پی آن بوده که بگوید مقاومت برای این سرزمین، نه صرفاً یک الزام نظامی، بلکه یک حالت وجودی برای دفاع از هویت ایرانی – اسلامی داشته و به همین خاطر نیز تقابل حماسی با دشمنِ مستکبر و متجاوز، اهمیت و ضرورت مضاعفی پیدا کرده است.

در ادامه این نوشتار، نگاهی اجمالی داشته‌ایم به برخی از فیلم‌های سینمایی پس از انقلاب با محوریت دفاع از وطن و سرزمین و این که هر کدام از آن ها چه پیام و یا رویکردهایی را به مخاطبان خود منتقل کرده‌ و یا سعی در انجام این مهم داشته‌اند؛

دیده‌بان و مهاجر

ابراهیم حاتمی کیا، دیده بان را سال ۱۳۶۷ ساخت و یک سال بعد فیلم مهاجر را تولید کرد تا نشان دهد که چگونه رویکرد معنویت‌گرایانه و انسان محور را در بطن دفاع مقدس می توان به تصویر کشید. مشخصاً درباره این دو فیلم درخشان حاتمی کیا می توان گفت که در اولی یعنی دیده بان، تمرکز بر انسانِ درگیر جنگ و حس مسئولیت فردی است، چرا که وطن در این فیلم بیشتر به‌عنوان یک «رسالت» انسانی نگریسته می شود و در مهاجر نیز قهرمانان فیلم افراد عادی هستند که دفاع از سرزمین را به شکل روایتی ساده، صمیمی و بدون شعارزدگی به مخاطب ارایه می دهد.

حمله به اچ۳

یکی از بهترین فیلم ها با موضوع دفاع از کشور در جریان سال های دفاع مقدس همین فیلم است که تحول تصویر دشمن در سینمای موسوم به ژانر دفاع مقدس در آن مشهود است چرا که در اینجا، دشمن متجاوزی بی‌پناه و وحشی است که در برابر نبوغ و شجاعت خلبانان ایرانی، ناگزیر از فرار به مرزهای دوردست می شود. این فیلم به کارگردانی شهریار بحرانی با الهام از عملیات اچ۳، که از عملیات‌های هوایی بسیار موفق نیروی هوایی ارتش کشورمان در سال های دفاع مقدس است، ساخته شد.

آژانس شیشه‌ای

بی گمان باید این فیلم را همچنان محبوب ترین ساخته حاتمی کیا توصیف کرد چه آن که به طور خاص در این اثر، معنای وطن دچار یک پیچیدگی فلسفی می‌شود. شخصیت «عباس»، که رزمنده‌ای مجروح و در آستانه شهادت است، خودِ «وطن» است؛ وطنی جراحت‌دیده که در میان هیاهوی شهر و تغییر ارزش‌های پس از جنگ، نادیده گرفته شده است. حاج‌کاظم در واقع از «حرمت وطن» دفاع می‌کند. در اینجا دشمن دیگر صرفاً تانک‌های عراقی نیستند، بلکه بی‌تفاوتی اجتماعی و فراموشی آرمان‌ها، به مثابه دشمنی درونی بازنمایی می‌شوند که بقایِ معنایی وطن را تهدید می نماید.

لیلی با من است

این فیلم سینمایی که باید آن را در ژانر کمدیِ جنگی توصیف کرد را کمال تبریزی در مقام تدوین‌گر، نویسنده و کارگردان ساخته است؛ اثری مملو از اتفاق‌های متناقض که در نهایت به طنز موقعیت منجر می شود و یکی از ویژگی های فیلم این است که، بر خلاف برخی از آثار سینمای کمدی ایران ما به ازای خارجی ندارد و کپی شده ضعیفِ هیچ فیلم اروپایی یا هالیوودی نیست.

رویکرد طنز انسانی در این فیلم مشهود است، به نحوی که قهرمان ابتدا برای فرار از خطر به جبهه می‌رود، اما تدریجاً با ارزش‌های دفاع از کشور آشنا می‌شود و نکته جالب توجه ماجرا این است که وطن در این فیلم به‌شکل تجربه‌ای شخصی و تحول‌ساز روایت می شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha